ارمنستان
ARMENIA ارمنستان Հայաստան

Main My profile designer
در باره ي ما

به وبلاگ من خوش امدید
پيوند روزانه
فصلنامۀ فرهنگی پیمان
ارمنستان - ایروان
از زندگی خود لذت ببرید بدون آنکه آن را با دیگران مقایسه کنید
:: تمام پيوندها ::
جستجو در سايت
"لطفا از کلمات کليدي براي جستجو استفاده کنيد !!!


طراح قالب

Www.LoxBlog.Com
آیت الله خامنه ای تنها حامی آذربایجان در جنگ قره باغ بود؟؟؟؟؟؟

 کد خبر: ۹۷۴۵۹

تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۳۹۱ - ۲۲:۱۰
 
تبلیغات غربی محبوبیت رهبرانقلاب در جمهوری آذربایجان را هدف گرفته است
باید یک واقعیت تاریخی را نیز در نظر گرفت و آن اینکه در دوران جنگ قره باغ این آیت الله سید علی خامنه ای بود که با اقدامات خود کمکهای فراوان به ارتش جمهوری آذربایجان نمود.
بولتن نیوز:  با توجه به محبوبیت آیت اله خامنه ای رهبرمعظم انقلاب اسلامی ایران در جمهوری آذربایجان  و مناطق آذری زبان، دشمن تلاش می کند که به بهانه های مختلف، هر گونه بی نظمی در مناطق آذری زبان را به جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری نسبت دهد اما با توجه به محبوبیت ایشان نزد آذری زبانان، تاکنون توطئه های آنها خنثی شده است. 



بسیاری از سایت های دولتی و اپوزسیون آذربایجان در تحلیل ادعای کذب روزنامه تلگراف چاپ لندن در مورد دستور رهبر معظم انقلاب نسبت به انجام عملیات هایی در کشورهای غربی و آذربایجان، ضمن انتقاد از مطالب کذب درج شده در این روزنامه، نوشتند: در دوران جنگ قره باغ این آیت الله سید علی خامنه ای بود که با اقدامات خود کمک های فراوان  به ارتش جمهوری آذربایجان نمود.

روزنامه تلگراف در شماره اول شهریور خود نوشته است "آیت الله خامنه ای رهبر دینی ایران به نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دستور داده بود تا در ایام برگزاری یوروویژن در باکو، عملیات  انجام دهند و هدف این اقدامات ایجاد واهمه در کشورهای غربی بوده است".
تحلیلگر سایت مساوات در این مقاله ضمن برشمردن اتهامات روزنامه تلگراف علیه جمهوری اسلامی ایران می گوید: این اتهامات واهی سخن جدیدی نیست! تنها دو نکته در این خبر حائز اهمیت است؛ اول اینکه این روزنامه تنها به اطلاعاتی از آژانسهای خبری غربی اشاره کرده است و از کشور هایی که ایران را متهم به اقدامات تروریستی در آنها نموده منبعی معرفی نکرده است. دوم اینکه دستور انجام عملیات  از طرف عالیترین مقام دینی یک کشور، آنهم آیت الله سید علی خامنه ای که بخوبی شناخته شده است، غیر ممکن است. آیت الله خامنه ای اصالتا آذربایجانی و اهل خامنه از روستاهای نزدیک تبریز است.



این تحلیلگر در ادامه می نویسد: حتی یک تحلیل سطحی و ساده هم نشان می دهد که هدف منابع ناشناس غربی در این مقاله شخص آیت الله خامنه ای است. علی رغم تبلیغات سوء، آیت الله خامنه ای هنوز هم یک شخصیت بسیار پرنفوذ در میان آذری هاست. در میان آذری ها افراد فهمیده ای هستند که می دانند اگر آیت الله خامنه ای نباشد روابط ایران و آذربایجان به سردی خواهد گرایید.

وی در ادامه با اشاره به جنگ قره باغ اضافه می کند: علاوه بر اینها باید یک واقعیت تاریخی را نیز در نظر گرفت و آن اینکه در دوران جنگ قره باغ این آیت الله سید علی خامنه ای بود که با اقدامات خود کمکهای فراوان نظامی به ارتش جمهوری آذربایجان نمود.


به همین دلایل اتهام "دستور اقدامات تروریستی" در آذربایجان از طرف یک روحانی عالیقدر ایرانی که خود نیز آذریست یک اتهام نامعقول به نظر می رسد.

در پایان نویسنده می گوید: در هر حال نوشتن مقاله از طرف یک روزنامه مشهور انگلیسی علیه آیت الله خامنه ای حاوی سیگنال های مهمی است که باید جدی شمرده شود. به نظر می رسد از این پس هدف غرب دیگر احمدی نژاد نیست و آیت الله خامنه ای مورد هجوم تبلیغات غربی قرار گرفته است 



نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |یک شنبه 5 شهريور 1393برچسب:نسل کشی,آذربایجان,ارمنستان,خامنه ای,روحانی,ایران,خامنه,روستا,زلزله,اتهام,قره باغ,کشتار,نظامی,جنگ,آیت الله,سید علی,رهبر,اپوزوسیون,انقلاب,|


حاکمیت دروغ / عایشه گونایسو / مترجم آرسن نظریان

 


 

حاکمیت دروغ 

 

عایشه گونایسو - مترجم: آرسن نظریان

• انکار سازمان یافته نسل کشی به معنای حاکمیت دروغ در کل نظام است. لکن، حتی مستحکم ترین دژ دروغ سازی و دروغ پراکنی نیز محکوم به فروریزی است. شکاف در نظام دروغ اکنون به وجود آمده و هرقدر هم طول بکشد گریزی از شاخه دواندن و وسیعتر شدن ندارد. آنچه که بدان نیاز است صرفا قدرت تفکر انسان برای زیر سوال بردن دروغ می باشد ...

 

 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 


:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |یک شنبه 21 خرداد 1391برچسب:ارمنستان,نسل کشی ,آذربایجان ,قره باغ ,آتش بس ,غربی,پنهان,مخفی,فیلم,عکس, جنایت ,تجاوز ,کودکان ,ایران,سوریه,کردستان,ترکیه,ترک,24 آوریل,وحشیانه,1500000,1915,ملت,قربانی,ترک خر,,|


نود وسومین سالگرد


 

نود وسه سال پیش درچنین روزهایی بهاری، ارتش دولت ترکیه عثمانی به رهبری ترکان جوانی که درسال ١٩٠٨به حکومت

رسیده بودند، نقشه ازپیش برنامه شده ومنظمی جهت کشتارارامنه به اجرا در آورند که بین سالهای ١٩١٥ تا ١٩١٧، بین ٦٥٠٫٠٠٠ تا یک ونیم میلیون از شهروندان ارامنه کشورعثمانی را تنها به جرم تعلق قومی ودینی شان بشکل ناجوانمردانه ای

و با زیرپا نهادن تمام قانونهای انسانی واخلاقی، ازدم تیغ گذارانده وافزون برآن تا سال ١٩٢٥نیزارتش نوپای جمهوری ترکیه با

ادامه این مردم کشی، تقریباً تمامی شهروندان ارامنه این کشوررا پس ازمصادره اموال وزمین شان کشته وآواره ساختند.

بدینسان درکشوری که میبایست امروز دستکم ١٢٫٥ میلیون ( با ضریب رشد جمعیت متوسط ٢ در صدی و احتساب قربانی

و آواره ٢ میلیونی ) شهروند ارمنی میداشت، اکنون کمتراز٧٠٫٠٠٠ شهروند ارمنی ـ که تقریباً همگی در استانبول متمرکزند ـ

را درخود جای داده است!

 


:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |شنبه 20 خرداد 1391برچسب:نسل کشی,ارمنستان,ترک,ترکیه,ارمنی,آذربایجان,ایران,قره باغ,آرتساخ,قتل عام,کشتار,قرباغ,باکو,,|


علل و ریشه‌ی خصومت «ترک‌ها» با ارامنه

 و اولین نسل کشی قرن بیستم - ۱ 

• در آغاز جنگ جهانی اول، در ارمنستان غربی که تحت سلطه‌ی عثمانی‌ها قرار داشت، کشتار سازمان یافته‌ی ارامنه،

توسط نژادپرستان ترک به اجرا در آمد. زمانی‌که توجه جهانیان به جبهه‌های جنگ بود،

آنان در پشت جبهه جنایت هولناکی آفریدند و بیش از یک و نیم میلیون نفر ارمنی را در سرزمین آباء و اجدادی خود ارامنه،

به فجیع‌ترین شکلی قتل عام کردند ...


:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |شنبه 20 خرداد 1391برچسب:ارمنستان,نسل کشی ,آذربایجان ,قره باغ ,آتش بس ,غربی,پنهان,مخفی,فیلم,عکس, جنایت ,تجاوز ,کودکان ,ایران,سوریه,کردستان,ترکیه,ترک,24 آوریل,وحشیانه,1500000,1915,ملت,قربانی,ترک خر,,|


علل وریشه خصومت <<ترکها>>با ارامنه

 

و اولین نسل‌کشی قرن بیستم - ۲ 

• واقعیت و زندگی دردناک ارامنه، در بین مردمان غرب، تاثیری جدی گذاشته و نه تنها ارامنه، بلکه مردم و نهاد‌های غربی نیز در ۲۴ آوریل، مراسم یادبود ترتیب می‌دهند. از طرف محققین به زبان‌های انگلیسی، فرانسه و آلمانی، کتاب‌های زیادی منتشر می‌شود. روشنفکران ترک نیز آرام آرام، به صف مدافعین حقوق ارامنه، می پیوندند ...


:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |شنبه 20 خرداد 1391برچسب:نسل کشی,ارمنستان,ترک,ترکیه,ارمنی,آذربایجان,ایران,قره باغ,آرتساخ,قتل عام,کشتار,قرباغ,باکو,,|


نوشته های آقای عباس مقدم در وبلاگ (ترک گرائی و پانترکیسم در ایران)

 


عباس مقدم هستم، متولد تبریز ـ فروردین 1326 خورشیدی.
بیشترین سالهای زندگی خود را در شهر زادگاهم، گذرانده ام. به همین دلیل از مشکلات فرهنگی هم ولایتی های آذربایجانی ام، به خوبی آگاهم.

حق آموزش زبان مادری یکی از حقوق اولیه هر فردی می باشد و در اصل پانزدهم قانون اساسی نیز این حق به رسمیت شناخته شده است: "... استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است."

ولی متاسفانه حاکمیت تاکنون نه تنها نسبت به حقوق فرهنگی اقوام ایرانی بی اعتنایی پیشه کرده، بلکه با نگاه امنیتی ـ سیاسی به خواسته های فرهنگی و قومی، سبب تحریک و تشدید احساسات رمانتیک و قوم گرایی، گردیده است.
***
متاسفانه در مقابل سیاست مخرب حاکمیت، در سالهای اخیر نیز قشری از تحصیل کردگان آذربایجانی با راه انداختن حرکتی تحت عنوان "جنبش هویت طلبی" با انکار هویت تاریخی و ایرانی خود، و با رواج دادن "ترک گرایی" و با ادعای "ترک و غیر ایرانی" بودن آذربایجانی ها، در صددند که برای آذربایجان و آذربایجانی، تاریخ بسازند!
***
من به عنوان یک آذربایجانی ایرانی، ضمن حمایت از تمامی خواست فرهنگی و قومی اقوام ایرانی، از جمله "حق آموزش زبان مادری" وظیفه خود می دانم که خطر پانترکیسم و ترک گرایی را ـ که هدفی جز ایجاد نفرت قومی برای نابود کردن وحدت تاریخی اقوام ایرانی، ندارد ـ به هم ولایتی های خود یادآور شوم!
***
همچنین بیان ظریف و عالمانه پروفسور مینورسکی را یادآور شوم که نسبت به سوء استفاده ترکان، می گوید:
"هرجا که پرسش حل نشده ای در زمینه فرهنگ قوم های شرق باستان پدید آید، ترکان بی درنگ دست خود را همان جا دراز می کنند."

http://abasmogaddam.blogfa.com



نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |جمعه 19 خرداد 1391برچسب:آذربایجان,ایران,ارمنستان,عباس مقدم,کشور,حقوق,اقوام,ترک,زادگاه,پانترکیسم,,|


نسل کشی ها و بی تفاوتی ما ایرانیان

 

 

آغاز کشتار سازمان یافته همزمان با جنگ جهانی اول (24 آوریل 1915 میلادی):

 

 

اسماعیل رائین در کتاب "قتل عام ارمنیان" می نویسد: " جنایت بطرزی بسیار اصولی انجام گرفت، زیرا از بیش از پنجاه محل، مدارک و شواهد اقداماتی یکسان در دست است... نقشه بسیار هوشمندانه و زیرکانه تدوین شده بود، زیرا تردیدی نیست که اجرای چنین طرحی، قطعا با عکس‌العمل و مقاومت متشکل یا پراکنده ارمنیان مواجه می‌شد. بدین جهت باید ترتیبی داده می‌شد، که نخست احتمال هرگونه مقاومتی از میان برود، یعنی همه نیرو‌های مقاوم فلج شوند، و این نیرو طبعا مردان – و مخصوصا جوانان – هستند. وقتی در نخستین فرمان، عنوان "کلیه مردهای ارمنی که دارای قدرت جسمانی هستند" را می‌بینیم، بیشتر بر این واقعیت آگاه می‌شویم. عثمانیها برای اینکه با هیچگونه اعتراض و عکس‌العمل خطرناکی روبرو نشوند، در درجه اول مردان و جوانان را به بهانه "خدمت نظاماز گردونه خارج می‌کنند، تا پس از آن با خیال راحت، حساب میلیونها زن و کودک و پیرزن و پیرمرد را تسویه کنند، بدون اینکه کوچکترین خطری از ناحیه مردان – نیروهای مقاوم – تهدیدشان کند... در روز معین [24آوریل1915] خیابانهای شهر... توسط ژاندارمری محل – در حالی که ژاندارم‌ها سرنیزه‌ها را بر سر تفنگ‌هایشان نصب کرده بودند – اشغال می‌شد، و حاکم کلیه مردهای ارمنی را که دارای قدرت جسمانی بوده و از خدمت نظام معاف شده بودند، احضار می‌کند... آنان پس باز داشت، از خبر "تبعید" خود آگاه می‌شدند. تبعید به منظور "عمران و آبادانی و ایجاد یک منطقه مستقل ارمنی نشین". حال آنکه درست در همان پشت دروازه‌ها، مرگی هراس انگیز در انتظارشان نشسته است... ژاندارم‌ها، کردها و راهزنان که به دستور دولت، در تپه‌ها و دره‌های اطراف به انتظار نشسته بودند، مردان ارمنی را قتل عام می‌کردند...»5

 

 

در بین دستگیر شدگان، اگر به تشخیص حاکم و یا مقامات دیگر دولتی، فردی "خطرناک" و یا "مشکوک" و یا به هر دلیل مورد نفرت عثمانیان، وجود داشت، که کم نبودند، از صف "تبعیدشدگان" جدا شده و برای شکنجه‌های قرون وسطائی در زندان نگه می‌داشتند. در سپاه عثمانی افسران عالی مقام و همچنین در مشاغل سیاسی و دولتی نیز ارامنه صاحب نامی خدمت می‌کردند که جملگی به عنوان "جاسوس" دشمن دستگیر و پس از شکنجه به طرز وحشیانه‌ای اعدام می‌شدند. از جمله شیوه اعدام در این موارد آویزان کردن وارونه به وسیله طناب، از پا بود که قربانی در عرض چند روز به مرگی دردناک جان می‌دادند. هم زمان با آغاز کشتار مردان، سربازان ارمنی و دیگر مسیحیانی که خلع سلاح شده و به کارهائی نظیر جاده سازی، مشغول بودند، تیرباران می‌گردند.

 

 

در آن زمان در قسطنطنیه(استانبول) و در بسیاری از شهر‌های بزرگ ارمنستان غربی مسیون‌های مذهبی و کالج‌های امریکائی دارای سابقه خدمت طولانی بودند و زنان و مردان ارمنی بسیاری در این مراکز تحصیل کرده و با فرهنگ و تمدن غربی تربیت شده بودند. علاوه بر این در بین ارامنه تحصیل کرده دانشگاه‌های غربی نیز کم نبود. این قشر از ارامنه که از نزدیک ترین تماس با تمدن غربی برخوردار بودند، درست در نقطه مقابل جامعه عقب مانده‌ی عثمانی و رهبران و عمال نژادپرست حاکم بود. علیرغم تلاش رهبران پان ترکیست، قتل عام‌ها از چشم خارجی‌ها که در قلمرو عثمانی، مشغول کار و خدمات بودند، مخفی نماند. به همین دلیل دولت عثمانی در توجیه جنایات خود مدعی بود که ارامنه با روس‌ها و دیگر کشور‌های درگیر جنگ با عثمانی تبانی کرده و با آنها همکاری می‌کنند. ولی بنا به شهادت ناظران بی طرف، ارامنه علیرغم همدلی با نیروهای درگیر جنگ با عثمانی، هرگز امکان همکاری با آنان را نداشتند.

 

 

از جمله گزارشات موثق، گزارش "کمیته امریکائی تحقیق" بود. گزارش دوم، کتاب "انهدام یک ملت یا شرارت‌هائی نسبت به ارامنه" نتیجه تحقیقات آرنولد.ج.توین بی، می‌باشد. هر دو منبع معتبر از طرف محقق ایرانی اسماعیل رائین مورد تائید و بررسی قرار گرفته، و در کتاب "قتل عام ارمنیان" مطالب زیادی از این دو منبع نقل شده است.

 

 

بنا به کزارش کمیته تحقیق امریکائی: "بسیاری از پسران بنظر می‌رسد به منطقه‌ای دیگر اعزام شده اند تا بین کشاورزان توزیع شوند. خوشگل ترین دختران را در منازل نگاه داشته‌اند، برای لذت اعضاء دار و دسته ای که بنظر می‌رسد رتق فتق امور را در اینجا بدست دارند. از مقام موثقی می‌شنوم که یکی از اعضای کمیته اتحاد و ترقی در اینجا ده تن از خوشگل ترین دختران را در خانه‌ای در قسمت مرکزی شهر، برای استفاده خودش و دوستانش نگاه داشته است."6

 

 

گزارشاتی دیگر از کمیته‌ی امریکائی که در جاهای متفاوتی شاهد آن بوده اند: "آنها جوان‌ترین و خوشگل‌ترین زنان و دختران را در آبادی‌های سر راه می‌فروختند. این زنها به دستجات صد نفری تحویل فاحشه‌خانه‌های عثمانی می‌شدند. از خود قسطنطنیه در این مورد اخبار فراوانی بدست رسیده است که زنان و دختران را به مبلغ چند شیلینگ علنا در بازارهای پایتخت بفروش می‌رساندند، و یکی از مدارکی که در اختیار لرد برایس قرار گرفت از دختری بود که بیش از ده سال از سنش نمی‌گذشت و او را بهمین منظور از شهری واقع در شمال آناطولی به سواحل بسفور آورده بودند. اینها زنان مسیحی بودند که به اندازه زنان اروپای غربی از تمدن و ظرافت برخوردار بودند و اکنون در کمال ذلت به کنیزی در می‌آمدند... دختری را دیدم که سه سال و نیم داشت و فقط پیراهن ژنده ای بر تنش بود. پابرهنه بود و پیاده راه می‌رفت بطرزی وحشتناک خسته و فرسوده بنظر می‌رسید و از فرط سرما می‌لرزید. تعداد بیشماری از کودکان را در راه به همین وضع دیدم...در یک جا فرمانده ژاندارمری به افرادی که تعداد زیادی از زنان و دختران تبعیدی را بدستشان سپرده بود، علنا گفت که هرکدام از آن زنان و دختران را که بخواهند، در کمال آزادی تصاحب کنند و هر کار که دلشان خواست با آنها انجام دهند... چهل و پنج نفر زن و مرد را به دره‌ای که از آبادی چندان فاصله نداشت بردند. زنان ابتدا توسط افسران ژاندارمری مورد هتک ناموس قرار گرفتند، و سپس بدست افراد ژاندارم سپرده شدند تا آنان نیز بفرونشاندن آتش شهوت خود بپردازند. طبق اظهار شهودی که ناظر این صحنه بوده‌اند، کودکی را که دژخیمان بسوئی پرتاب کرده بودند سرش بسنگ خورد و مغزش از کاسه سر بیرون ریخت. مردان را نیز بوضع فجیعی سلاخی کردند و سرانجام از این عده چهل و پنج نفری حتی یک نفر هم زنده نماند."7

 

 

دولت عثمانی سعی می‌کرد به این فجایع و تجاوزات، عنوان "مهاجرت"  بدهد. آنان بسیاری از آبادی‌ها را یک جا وادار به تخلیه می‌کردند و حتی مسئولین و مقامات محلی برای آنان آرزوی موفقیت و سفری خوش می‌کردند. بسیاری از این ساده دلان هم که نمی‌دانستند چه بر سر دیگران آمده و چه بر سر خودشان خواهد آمد، به امید آن که اگر زادگاه و سرزمین مادری خود را به اجبار ترک می‌کنند، جای دیگری را اگرچه سالیان دراز طول بکشد، آباد خواهند کرد. نمونه ای را توین بی چنین ذکر می‌کند:

 

 

"باقی مانده ارامنه یک منطقه را در اول ژوئن 1915 وادار به کوچ کردند. یعنی کلیه آبادیهای اطراف و سه چهارم جمعیت یک شهر را که شامل چهار الی پنج هزار نفر می‌شدند، به همراه پانزده ژاندارم از شهر خارج می‌کنندشهر دار برای آنان سفر خوشی را آرزو می‌کند! در فاصله چند ساعتی از شهر، ناگهان دسته‌هائی از راهزنان و دهاتی ترک مسلح به تفنگ و تبر آنان را محاصره می‌کنند. آنان در عرض شش هفت روز مردان را به قتل رسانده و اموالشان را غارت می‌کنند. زنان ارمنی که روی خود را مانند زنان مسلمان پوشانده بودند، مورد تعرض قرار می‌گرفتند. آنان روی زنان را باز می‌کردند و زنان جوان را با خود می‌برند."8

 

 

عمال حکومتی و ژاندارمری معمولا در شهر‌ها، از ترس مقاومت ارامنه نمی‌توانستند، دست به کشتار بزنند. برای دژخیمان بهترین راه این بود که آنان را از شهر و دیار خود جدا کرده و در محلی باز، به قتل عام بپردازند که قربانیان هیچ وسیله و امکان دفاعی نداشته باشند. برخلاف آن چه ذکر شد، اگر ارامنه در مناطقی که امکان مقاومت نداشتند ژاندارم‌ها و سربازان عثمانی، در محل آنان را در منازل‌شان سلاخی کرده و اموال‌شان را به غارت می‌بردند. 

 

 

در مورد ارامنه روستائی ساکن مناطق کوهستانی که عمدتا مسلح بودند و حاضر به ترک خانه و زندگی خود نبودند، قتل عام‌ها به سادگی انجام نمی‌گرفت، و روستائیان تا آخرین نفر و آخرین فشنگ مقاومت می‌کردند. و در نهایت در مقابل نیروی برتر دشمن از پای در می‌آمدند. برای این گونه قتل و غارت، عثمانی‌ها معمولا روستائیان ترک و کرد فاقد زمین را نیز، به کشتار وامی داشتند و به ازای شرکت در قتل عام، منازل و مزارع ارامنه را به روستائیان ترک و کرد، می‌بخشیدند.

 

 

رائین گزارش کمیته امریکائی را به نقل از یک قربانی زن چنین نقل می‌کند: "این جنایت فجیع با دارزدن اسقف و هفت تن دیگر از مردان سرشناس آغاز شد... عده زیادی از زنان و دختران را از میان ما خارج ساختند و بطرف کوهها بردند که از آن جمله خواهر من بود با کودک شیرخوار یکساله‌اش. کودک را از آغوشش بیرون کشیدند و بزمین پرت کردند و کشتند... راهزنان از هیچ عمل شرم‌آور و وحشیانه‌ای نسبت بزنان و دخترانی که با ما بودند امتناع نمی‌ورزیدند و فریاد آنانرا به آسمان می‌رساندند. در فرات کلیه کودکان کمتر از پانزده سال را راهزنان و ژاندارمها بفرات ریختند و سپس آنهائی را که شنا می‌دانستند و برای نجات خود دست و پا می‌زدند و تقلا می‌کردند بگلوله می‌بستند و آبرا خون آلود و سرخرنگ می‌ساختند... مزارع و دامنه تپه‌ها تا چشم کار می‌کرد پر بود از اجساد بادکرده و سیاه شده‌ای که بوی عفونت آن فضا را پرکرده و هوا را غیر قابل تنفس ساخته بود..."9

 

 

گزارش دیگری نیز چنین بیان می‌کند: "گزارش مشروحی از یک منبع بسیار موثق از آنچه در درالدوز بوقوع پیوسته است در دست داریم و آن شهادت دوشیزه "بئاتریس روهنر" مبلغ مذهبی سویسی از شهر بال است. دوشیزه روهنر شخصا شاهد آلام ارامنه در درالدوز بوده، و شرح مشاهدات خود را در نشریه "زونن آوفگانگ"(طلوع آفتاب) و ارگان "اتحادیه آلمانی کمک برای امور خیریه مسیحیت در شرق" درج کرده است:...در درالدوز، شهری بزرگ در بیابان، قریب شش روز فاصله سواره از حلب، خانه بزرگی دیدم که کلیه اطاقها، پشت بام و ایوانهای آن پر از ارمنیانی بود که بیشتر آنها زن و بچه بودند، با چند نفر پیرمردآنها روی جل و پلاس خود هرجا که می‌توانستند سایه‌ای پیدا کنند خوابیده بودند...از لباسشان پیدا بود که روزی مردم مرفهی بوده‌اند. آنها اهل "گبن" –دهکده‌ای دیگر در نزدیکی "زیتون" - بودند، و توسط رئیس مذهبی خود رهبری می‌شدند. هر روز پنج شش تن از کودکان آنها در راه تلف می‌شدند. آنها هم اکنون از دفن یک زن جوان، مادر دختر بچه‌ای نه ساله، فارغ شده بودند، به من التماس می‌کردند که این دختر بچه را با خودم ببرم...می‌پرسیدند: چرا ما را یکباره نمی‌کشند تا از این رنج و مشقت آسوده شویم؟...بچه‌هایمان از تشنگی هلاک می‌شوند. شب عرب‌ها به ما حمله می‌کنند...زن‌هایمان را مورد تجاوز قرار می‌دهند. هرکداممان را که نتوانیم راه برویم ژاندارمها کتک می‌زنند...بعضی‌ها با بچه به بغل برای نجات ناموسشان، برودخانه می‌جهند...یک قسمت از آنها را در یک منطقه باتلاقی که قبلا بعلت مالاریای مهلک غیر مسکون مانده بود، جای داده اند... بقیه آنانرا به محلی بمراتب ناسالم‌تر در جهت خلیج فارس (که همان درالدوز باشد) راندند، که از بس طاقت فرساست، التماس کرده‌اند که بهمان باتلاق‌ها باز گردند. با این تقاضای آنها موافقت نشده است..."10

 

 

گزارش فوق که در آن زمان در یک نشریه آلمانی امور خیریه مسیحی نیز درج شده بود، هم زمان با جنگی بود که آلمان و عثمانی به راه انداخته بودند، و جنایاتی که عثمانی‌ها در حق ارامنه، انجام می‌دادند، موافقت ضمنی آلمان را نیز در بر داشت، زیرا آلمانی‌های زیادی در عثمانی مشغول کار بودند و دولت آلمان در بیشتر شهر‌های عثمانی خدمات گنسولی داشتولی علی‌رغم این که دولت آلمان سعی در بی خبر نگاه داشتن مردم خود داشت، شدت جنایت‌ها چنان بود که جامعه کلیسائی و مسیحی آلمان آشکارا معترض بودند.

 

 

در جنگ جهانی اول امریکا که در جنگ شرکت نداشت و کشوری بی‌طرف بود و معترض به قتل عام ارامنه، می‌دانست که اگر دولت آلمان بخواهد می‌تواند قتل عام ارامنه را متوقف کند «در ماه ژوئیه گذشته دولت ایالات متحده از دولت آلمان دعوت بعمل آورد تا در کوشش برای پایان دادن به تجاوزی که به قتل عام همگانی هفتصد و پنجاه هزار ارامنه مقیم در قلمرو عثمانی منجر شده است با آن دولت همکاری کند... اما هرگز، هیچگونه جوابی از آلمان در پاسخ این دعوت به همکاری واصل نشد. [خبر فوق] در شماره ششم اکتبر 1915 ,,هرالد,, چاپ نیویورک منتشر شدو تا امروز هنوز اعتراضی نسبت به این شرح و یا کوششی برای تکذیب آن بعمل نیامده است. بر عکس روشی که توسط کارکنان آلمانی در این مورد اتخاذ می‌شد نمودار سیاست عمدی دولت آلمان است."11

 

 

 

دو مورد مقاومت مسلحانه:

 

 

علیرغم ادعای مقامات ترک عثمانی که ارامنه را به جنگ مسلحانه بر علیه عثمانی، متهم می کردند؛ ارامنه برای دفاع از خود فقط در دو مورد امکان مقاومت مسلحانه، می یابند: یکی از مخالفت موفقیت آمیز انطاکیه بود که در آن دهاقین ارمنی به تپه‌ها رفتند و مدت هفت هفته پشت به دریا جنگیدند، تا آنکه تقریبا بطرزی معجزه آسا توسط ناوگان فرانسه نجات یافتند.[بر اساس همین مقاومت رمان چهل روز در کوه موسی، توسط نویسنده مشهور فرانسوی "فرانتس ورفل" در سال 1933 خلق گردید]. مورد دیگر، عملیات قهرمانانه و در عین حال نومیدانه "شابین قره حصار" -شهری واقع در اراضی پشت ساحل طرابوزان- بود که در آنجا چهار هزار نفر ارمنی با شنیدن خبر تبعید خود اسلحه بدست گرقتند و از اواسط ماه مه تا آغاز ژوئیه با سربازان عثمانی به زد و خورد پرداختنددر برابر این مقاومت، عثمانی‌ها به اعزام افراد و مهمات پرداختند و شهر را با آتش توپخانه متصرف شدند.

 

 

پایان غم انگیز:

 

 

آرنولد توین بی با اشاره به پایان جنایت انجام یافته چنین می نویسد: "حکومت عثمانی در کار خود که انهدام ملتی بزرگ بود، توفیق یافت. و بدین ترتیب کار قتل عام ارامنه پایان یافت. پایانی که بمراتب غم انگیزتر و دهشت بارتر از آغاز آن بود. ... در اینجا کاروانهائی را می‌بینیم، که بآخرین روزهای تبعید خود نزدیک می‌شوند، اما در میان آنان، یک زن، دختر و پسر – که صاحب آب و رنگی باشد – وجود ندارد. همه آینان را در راه ربوده اند، برای راهزنان متجاوز، زن و مرد و دختر و پسر را تفاوتی نیست. همین قدر که قربانی از زیبائی و تناسب برخوردار باشد و بتواند آتش شهوت دژخیمان و ربایندگان خود را فرو نشاند، کافی است. حتی همان زنان مسن تری نیز که بجای مانده اند، اگر با وجود همه بلیات و شکنجه‌ها، اثری از زیبائی نخستین بر چهره و اندامشان مانده باشد، ناچارند هر شب با دهها ژاندارم – و هر یک چندین بار – هم بستر شوند. و چه بسیار زنانی که در اثر کثرت این تجاوزات – آنهم بوحشیانه ترین شکل سادیستی آن – زیر پیکر ژاندارمها جان سپردند."12

 

جنایت عثمانی ها در ایران:

 

گرچه ایران در جنگ جهانی اول اعلام بی طرفی نموده بود، ولی این بی طرفی از طرف دول متخاصم ندیده گرفته شد. اسماعیل رائین در مورد قتل عام مسیحیان تبعه ایران به دست عثمانی ها چنین می نویسد: "عثمانی‌ها در اوایل زمستان تقریبا بلافاصله پس از آنکه وارد جنگ شدند، در سراسر مرز روسیه به تهاجمی ‌بمیزان بسیار وسیع مبادرت ورزیدند، و لشکر دیگری را بسوی شرق گسیل داشتند، تا ایالت آذربایجان ایران را تحت تسلط خود در آورند. اما این اقدامات هر دو بشکست انجامید، و قبل از بهار 1915 قوای آنها دوباره از ماوراء قفقاز بیرون رانده شد و مجبور شدند آذربایجان را پس از اشغال زودگذر – مرکز آن تبریز– تخلیه کنند.... سربازان عثمانی و کرد، در همان لحظه‌ای که خصومت‌ها و زد و خوردها آغاز شد شروع به نشان دادن بیرحمی و شقاوت کردند. ایالت آذربایجان ایران نفوس مسیحی آسوری زیادی دارد. رنج‌ها و مشقات این مردم در چنگال گروه‌های متجاوز و مهاجم در نامه‌هائی که از طرف مبلغین مذهبی آلمانی که بین آنها اقامت دارند (اعضای میسیون آلمانی در شرقنامه‌هائی که در تاریخ 18 اکتبر در روزنامه هلندی ,,ده نیووه روتر دامشه کورانت انتشار یافت) با جزئیات هولناک آن تشریح شده است. شرح ذیل را از محتویات نامه‌های فوق الذکر نقل می‌کنیم: آخرین خبر حاکی است که چهار هزار نفر آسوری و یکصد نفر ارمنی، فقط در اثر ناخوشی در ظرف پنج ماه گذشته در میسیون‌ها جان سپرده‌اند. کلیه آبادی‌های حول و حوش این منطقه، باستثنای دوسه آبادی، دستخوش غارت و چپاول قرار گرفته، بآتش کشانده شده و نابود گشته است، تعداد بیست هزار نفر مسیحی در ارومیه و اطراف آن سلاخی شده‌اند. کلیساهای بسیار و همچنین بسیاری از منازل این شهر را آتش زده و نابود کرده‌اند.  و این شرحی از نامه دیگر: در هفتوان و سلماس 850 جسد بدون سر فقط از چاهها و آب انبارها کشف شده است. چرا؟...برای اینکه افسر فرماندهی برای هر سر مسیحی یک جایزه تعیین کرده بود. فقط در هفتوان بیش از پانصد نفر زن و دختر به کردها و سنجبولاق‌ها واگذار شدند. تصورش را بکنید که بر سر این مخلوقات بدبخت چه آمده و ممکن است دچار چه سرنوشت شومی شده باشند. در دیلمان مسیحیان را دسته دسته بزندان افکنده و به قبول اسلام مجبور می‌ساختند. مردها را ختنه می‌کردند. گلپارجین، ثروتمند ترین آبادی ایالت ارومیه را با خاک یکسان کردند. مردها به قتل رسیدند. زنان و دختران خوشگل ربوده شدند. همین عمل را در بابارو انجام دادند. صد‌ها نفر زن وقتی مشاهده کردند که چطوری بسیاری از خواهرانشان روز روشن در وسط جاده‌ها مورد تجاوز و هتک ناموس راهزنان قرار می‌گیرند، خودشان را برودخانه عمیق پرتاب کردند. در میاندوآب واقع در ناحیه سولدوس نیز همین وقایع رخ داد." 13

 

پر واضح است که عثمانیان در حق ارامنه تحت سلطه خود و حتی ارامنه سایر شهر‌های بیزانس، جنایتی به مراتب هولناک آفریدند. ولی در عین حال آن چه که در غرب ایران مرتکب شدند، نشانگر بی شرمی بیش از حد نژاد پرستان عثمانی می‌باشد، که در ایران همسایه و بی‌طرف، مرتکب شدند. غرب ایران را که زیستگاه مردم ترک زبان آذربایجانی، کرد، ارمنی و آسوری بود، به ویرانه تبدیل کردند.

 

بازتاب ضعیف جنایت عثمانیان در ایران:

 

 

در آن زمان اخبار این جنایت فجیع در ایران نیز بازتاب پیدا می کرد. این اخبار ضمن این که از طریق بازگویی واقعه توسط فراریان ارمنی به ایران، در شهر های مرزی بازتاب پیدا می کرد؛ ولی عمدتا از طریق مطبوعات اخبار آن بگوش خوانندگان روزنامه ها می رسید. بطوری که در روزنامه های تربیت، ندای وطن، حبل المتین، شمس، عصر جدید، رعد، تبریز، ایران، شفق سرخ و... اخبار قتل عام ارامنه، درج شده است. ولی به علت تیراژ کم نشریات و بیسوادی غالب مردم و فراتر از همه این ها، بی توجهی جامعه ایرانی نسبت به مسائل انسانی و عموم بشری، سبب آن شد که تا به امروز آن طور که شاید و باید، جامعه ایرانی نسبت به اولین نسل کشی قرن بیستم، واکنش نشان نداده است. تنها نوشته ای که نسبتا در بین قشر کتابخوان مورد توجه قرار گرفته، مطلبی تحت عنوان "مشاهدات شخصی من" از محمد علی جمالزاده می باشد.

 

کشتار متجاوز از یک و نیم میلیون ارمنی در امپراتوری عثمانی که اولین نسل کشی قرن بیستم بود، علیرغم این که در همسایگی ایران اتفاق افتاده است، حتی پس از گذشت نزدیک به یک قرن، در جامعه ما آن طوری که باید مورد توجه قرار نگرفته است. نه تنها این مورد، بلکه "هولاکاست" کشتار شش میلیون یهودی توسط نازی ها در جنگ جهانی دوم، نیز آن طوری که باید، حس همدردی جامعه ایرانی را بر نینگیخته است.

 

بی تفاوتی جامعه غربی به نسل کشی ارامنه، زمینه را بر هولاکاست یهودیان، هموار کرد:

 

 

رافائل لمکین در سال 1929 زمانی که به عنوان دادیار در دادگاه محلی مشغول به کار بود، شب ها بر روی تهیه پیش نویس قانونی بین المللی که کشورش لهستان و دیگر دولت ها را موظف به منع کشتارهای قومی، ملی و مذهبی، کند، کار می کرد. وی تصمیم داشت طرح خود را در مادرید پایتخت اسپانیا، به گنگره اتحادیه بین المللی وکلاء، ارائه دهد. همزمان با تشکیل این کنگره در 16 و 17 سپتامبر سال 1933 در مادرید، "حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان" (حزب نازی) به رهبری هیتلر تازه به قدرت رسیده بود. ژوزف بک وزیر امور داخله لهستان که در صدد همدلی با هیتلر بود، به رافائل لیمکن اجازه سفر و شرکت در گنگره مادرید را نداد. پیش نویس تهیه شده توسط لمکین، بدون حضور وی در کنگره قرائت شد.  

 

 

لمکین در پیش نویس قانون خود دو عمل مربوط به هم "وحشیگری" و "ویرانگری" را محکوم دانسته بود. وی وحشیگری را به عنوان نابودی تعمدی اجتماعات قومی، نژادی و مذهبی با برنامه های از پیش تعیین شده و ویرانگری را انهدام آن دسته از آثار فرهنگی و هنری که تجلی بخش اجتماعات مذکور باشد، شناخته بود.

 

 

با به قدرت رسیدن هیتلر در آلمان، صدای پای فاشیسم به وضوح شنیده می شد، و هزاران خانواده یهودی در حال ترک آلمان بودند. از طرفی هنگام قرائت طرح پیش نویس قانون مذکور، رئیس دیوان عالی آلمان و رئیس دانشگاه برلین به نشانه اعتراض جلسه را ترک می کنند. ولی علیرغم همه این ها حقوق دانان شرکت کننده در کنگره، طرح لمکین را جدی نمی گیرند. اکثر این حقوقدانان که به نمایندگی از طرف سی و هفت کشور شرکت کرده بودند، نمی توانستند و یا نمی خواستند درک کنند، جنایاتی که یک نسل پیش در امپراتوری عثمانی به وقوع پیوسته، چگونه می تواند به حقوقدانان اروپای متمدن آن روز مربوط باشد! البته آن ها نمی توانستند به وقوع پیوستن چنین جنایاتی را منکر شوند. یکی از حقوقدانان چنین اظهار می دارد که: جنایاتی از این نوع و چنین وحشیانه آن قدر به ندرت اتفاق می افتد که دلیلی ندارد در موردش قانون وضع شود!

 

 

لمکین چالشی اخلاقی را به همکاران حقوقدان خود ارائه داده بود. مشاوران حقوقی شرکت کننده در کنفرانس، برای خوش آیند رهبران سیاسی خود، پیشنهاد لمکین را مسکوت نگاه داشته و رسیدگی به آن را به بعد موکول نمودند. لمکین خود در این رابطه چنین متذکر می شود: آن ها آری نگفتند و خیر هم نمی توانستند بگویند. آن ها حاضر نبودند مداخله را تائید کنند، حتی مداخله دیپلماتیک! اما حاضر به این هم نبودند که همین طور به نظاره کشته شدن مردم بیگناه بایستند!

 

 

لمکین همواره متذکر می شد که: تاریخ بسیار عاقل تر از حقوقدانان و دولتمردان است. وی حاضر به سکوت نبود و طی سال های آتی در کنفرانس های حقوقی در بوداپست، کپنهاک، پاریس، آمستردام و قاهره به زبان فرانسه از طرح پیشنهادی اش دفاع کرده و برای مقابله با قتل عام ها ضرورت اجرای آن را، به حقوقدانان متذکر می شد. اما افسوس مشاوران حقوقی صدای پای فاشیسم را نشنیده و برای جلوگیری از جنایت های بسشتر، به هشدارهای رافائیل لمکین، توجه نکردند!

 

 

دربدری لمکین مانند بسیاری از هموطنان و هم مسلکانش، زمانی آغاز شد که ارتش هیتلری وارد لهستان شد. طبق پیمان "مولوتف ـ ریبنتروپ" لهستان، بین آلمان و شوروی تقسیم شده بود. بدنبال اشغال غرب لهستان از طرف آلمان نازی، شوروی نیز شرق لهستان را به اشغال خود در آورد. خانواده لمکین در لهستان تحت اشغال شوروی بودند. لمکین علیرغم کشتار سبعانه آرتش آلمان، موفق شد از منطقه تحت اشغال آن ها گریخته و به خانواده اش ملحق شود. او موفق نشد پدر و مادر و برادرش را برای فرار از لهستان راضی کند. خوش باوری لهستانی ها بخصوص یهودی های لهستان، برای لمکین غیر قابل تصور بود. لمکین بعد ها با یادآوری خاطرات آن زمان، می گفت: "آنان به زبان بی زبانی می گفتند، از ما نخواه که خانه های گرم مان را ترک کنیم، تختخواب هایمان را ، ذخایر غذایی مان را، آداب و رسوم مان را ... مجبور خواهیم بود زجر های بسیاری را متحمل شویم ، اما به نوعی زنده خواهیم ماند." البته یهودی های مومن به مراتب منفعل تر از خانواده لمکین بودند. آن ها می گفتند: "رنج یهودی ها که تازگی ندارد. مخصوصا در زمان جنگ. نکته مهم برای یک یهودی این است که برخودش مسلط باشد، تا بتواند دوام بیاورد. یک یهودی باید منتظر بماند و دعا کند. خدا بزرگ است. خدا همیشه کمک می کند."

 

 

اما جنایتکاران با درس آموزی از تاریخ و بهره گیری از ضعف حافظه تاریخی جوامع بشری، در صدد اجرای پروژه جنایتکارانه دیگری بودند. هیتلر در سال 1939 در نشسستی محرمانه با سران ارتش، خطاب به آنان می گوید: 
قدرت ما در سرعت و خشونت ما است. چنگیز خان میلیون ها زن و کودک را کشت، آگاهانه و با خشنودی قلبی. اما تاریخ از او فقط به عنوان موسس یک دولت بزرگ یاد می کند. آنچه که تمدن ضعیف اروپای غربی در باره من ادعا می کند هیچ اهمیتی برای من ندارد. من فرمان را داده ام و من هر کسی را که حتی یک کلمه انتقاد بکند، تکه تکه می کنم. رسیدن به اهداف جنگی، نه با دست یافتن به خطوط مشخصی، بلکه با نابودی فیزیکی دشمن تامین می شود. بنابراین من موقتا در شرق باند های آدمکش خود را آماده نگهداشته ام ، با این فرمان که بیرحمانه و بدون دلسوزی هر مرد و زن و کودکی را که ریشه لهستانی و زبان لهستانی دارند، به هلاکت برسانند. فقط به این طریق می توانیم آن فضای مورد لزوم برای خود را بدست بیاوریم. امروز دیگر چه کسی از نابودی ارمنی ها حرف می زند؟ 14

 

 

لمکین برای پیشبرد اهدافی که در پیش رو داشت، درفوریه 1940 به عنوان پناهنده وارد سوئد شد. وی پس از پنج ماه قادر بود به زبان سوئدی سخنرانی کند. لمکین در سوئد به جمع آوری احکامی پرداخت که نازی ها در هر یک از کشورهای تحت اشغال خود صادر کرده بودند. وی در نظر داشت با جمع آوری این احکام نشان دهد که چگونه با سوء استفاده نابکارانه از قانون می توان در اشاعه نفرت و ترویج قتل و آدم کشی گام برداشت.

 

 

لمکین به کمک دوستی در دانشگاه دوک آمریکا کرسی استادی قانون بین الملل به دست آورد. عصر روز ورودش از وی خواستند تا در مهمانی شامی که رئیس دانشگاه دوک نیز حضور داشت، خطابه ای ایراد کند. لمکین بدون هیچ گونه آمادگی قبلی خطاب به حظار پرسیده بود: "اگر مطلع می شدید که زنان، کودکان و سالخوردگان را تنها در صد مایل دورتر دارند قتل عام می کنند، آیا به کمک آن ها نمی شتافتید؟ حال که این فاصله به جای صد مایل ٣۰۰۰ مایل است، پس چرا به ندای وجدان پاسخ نمی دهید؟ این شیوه سخن گفتن در اولین خطابه لمکین، شیوه ای بود که سفیر کبیر آمریکا (مورگنتو) در مورد قتل عام ارامنه، خطاب به جامعه آمریکا، بیان کرده بود.

 

 

24 ژوئن 1941، ارتش آلمان نازی با زیر پا گذاشتن پیمان تقسیم لهستان، علیه اتحاد شوروی اعلام جنگ کرد. لمکین در عین حال که نگران خانواده مفقود شده اش بود، همچنان به افشاگری در خصوص جنایات نازی ها ادامه می داد. امریکائی ها نسبت به گفته های لمکین مبنی بر قتل عام یهودی ها، برخورد سرد و ناباورانه ای داشتند. نظر دولت مردان و همچنین افکار عمومی در آمریکا، این بود که جنگ را، جنگ اروپائی ها تلقی کنند. اما پس از ورود آمریکا به جنگ، هیئت اقتصاد جنگی و اداره اقتصاد جنگی در واشنگتن، لمکین را به عنوان کارشناس حقوق بین الملل پذیرفت. ولی اخبار وحشتناکی که وی تعریف می کرد برای دولت آمریکا نگرانی محسوب نمی شد. 

 

 

لمکین برای جلب توجه رهبران سیاسی آمریکا تلاش کرد نظر رئیس جمهور روزولت را به جنایت نازی ها جلب کند. یکی از دستیاران روزولت با اصرار از او خواست که طرح پشنهادی اش را در یک صفحه خلاصه کند. لمکین مبهوت مانده بود که چگونه باید درد میلیون ها انسان، هول و هراس ملت ها و امید به نجات یافتن از مرگ را در یک صفحه خلاصه کند. علیرغم این لمکین این کار را انجام داد و پیشنهاد کرد تا ایالات متحده آمریکا عهد نامه ای را مبنی بر منع وحشیگری به تصویب برساند و تاکید کرد تا متفقین در آن "مسئله حفظ امنیت اقلیت های اروپا" را از اهداف مهم زمان جنگ، اعلام کنند.

 

 

چندین هفته بعد شخصی پیام پرزیدنت روزولت را به وی منتقل کرد. در این پیام روزولت خاطر نشان کرده بود: با این که از خطری که اقلیت های قومی یا مذهبی را تهدید می کند، آگاه است اما در آن برهه از زمان تصویب چنان عهد نامه ای را مشکل می بیند. وی به لمکین اطمینان داده بود که ایالات متحده به نازی ها اخطار خواهد داد و او را به صبر دعوت کرده بود! لمکین از این همه بی اعتنائی به جان انسان ها برآشفته بود. به نظر او جنایتی مظاعف در حال انجام بود. یکی توسط نازی ها علیه یهودی ها و دیگری توسط متفقین که به رغم آگاه بودن از مقاصد هیتلر برای ریشه کردن یک قوم، از افشاگری و تقبیح آن سرباز می زدند.

 

 

لمکین مجبور بود پیامش را نزد توده ها ببرد و چنین نوشت: متوجه شدم که در تمام این مدت راه را اشتباه می رفتم. دولتمردان، دنیا را به هم می ریزند و تنها وقتی که در کثافتی که خود به وجود آورده اند، فرو می روند، آن وقت است که با عجله سعی می کنند از آن بیرون بیایند و خودشان را نجات دهند!

 

 

لمکین با یادآوری سخنرانی چرچیل در سال 1941 که تهدیدکنان گفته بود: "تمام اروپا را نازی ها با سلاح ها و خشم ددمنشانه خود ویران و لگدکوب کرده اند... سپاهیان نازی همان طور که پیش می روند، می کشند و خون می ریزند. در فراروی ما جنایتی بی نام و نشان قد علم کرده است که نمی شود بر آن اسمی گذاشت." ناگهان به فکر یافتن واژه ای مناسب افتاد که بتواند ابعاد جنایت و قتل عام های سازمان یافته را ـ که هدف آن نابودی دسته جمعی یک ملت، قوم و یا فرقه مذهبی و... بود ـ به خوبی بیان کند.

 

 



نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |جمعه 19 خرداد 1391برچسب:ارمنستان,نسل کشی ,آذربایجان ,قره باغ ,آتش بس ,غربی,پنهان,مخفی,فیلم,عکس, جنایت ,تجاوز ,کودکان ,ایران,سوریه,کردستان,ترکیه,ترک,24 آوریل,وحشیانه,1500000,1915,ملت,قربانی,ترک خر,,|


دستگیری و قتل عام مشاهیر ارمنی

 

 

مقاله‌ای در نیویورک تایمز به تاریخ ۱۵دسامبر ۱۹۱۵ درباره نسل کشی ارامنه توسط دولت عثمانی

در ۲۴ آوریل ۱۹۱۵، حدود ۳۰۰ نفر از متفکران، نویسندگان، رهبران، و سیاست‌مداران ارمنی از جمله دانیل واروژان، سیامانتو، و روبن سواک در استانبول دستگیر و پس از انتقال به کشتارگاه‌ها بطرز فجیعی بقتل رسیدند. همچنین در همان روز حدود ۵۰۰۰ نفر از ارامنه بی دفاع را در استانبول به کشتارگاه فرستادند که این سرآغاز قتل عام دسته جمعی مردم بی دفاع ارمنی بود به ویژه مردانی که به‌عنوان سرباز در پشت جبهه به بیگاری کشیده شده بودند.

ترکان عثمانی در ۲۷ ماه مه ۱۹۱۵ قانون تبعید ارمنیان به موصل و سوریه را منتشر کردند. ماموران دولت، باشندگان شهرها و روستاهای ارمنی نشین را مجبور به جایی کرده و به دروغ به آنها گفته می‌شد که چون در منطقه جنگی قرار دارند می‌بایست برای حفظ جانشان به جاهای امن‌تری منتقل شوند. به آنها حتی فرصت نمی‌دادند که غذا و لوازم ضروری را با خود بردارند. آنان گروه‌های ارمنی را که بیشتر شان زنان، کودکان و سالخوردگان بودند، به طرف صحرای مرکزی سوریه درمنطقه درالزور درنزدیکی شهر حلبراندند که تعداد زیادی از کودکان، پیرزنان و پیرمردان در مسیر راه در اثر گرما، گرسنگی و تشنگی طاقت نیاورده و مردند. از سوی دیگر برای اجرای کامل کشتار ارمنیان مردان را از زن و بچه یشان جدا کرده، به طرز فجیعی قصابی می‌کردند و زنان و دختران جوان را برای نیات جنسی با خود می‌بردند. آنهایی هم که از خود مقاومت نشان می‌دادند، بطور وحشیانه‌ای می‌کشتند.

ایران

در سرتاسر تاریخ، ملت ایران معمولا خود را حامی ملت هند-اروپایی ارمنستان در نظر می‌گیرد. با این وجود در این مورد، هیچ مقاومتی از جانب سربازان اغلب مسلمان ایران مشاهده نشد. پس از عقب نشینی سربازان روس از شمال غرب ایران، ترک‌های مسلمان به شهر سلماس در شمال غرب ایران هجوم آوردند و مسیحیان ارمنی ساکن در آن شهر را به فجیع‌ترین وضع ممکن، شکنجه و قتل عام کردند.



نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |پنج شنبه 18 خرداد 1391برچسب:ارمنستان,نسل کشی ,آذربایجان ,قره باغ ,آتش بس ,غربی,پنهان,مخفی,فیلم,عکس, جنایت ,تجاوز ,کودکان ,ایران,سوریه,کردستان,ترکیه,ترک,24 آوریل,وحشیانه,1500000,1915,ملت,قربانی,ترک خر,,|


نسل کشی ارامنه { ویکی پدیا.دانشنامه آزاد}

 

نسل‌کشی ارمنی‌ها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از نسل‌کشی ارامنه)
پرش به: ناوبریجستجو

نسل‌کشی ارامنه (به ارمنی:Հայոց Ցեղասպանություն، به ترکی استانبولی:Ermeni Kırımı) که گاهی با عناوین دیگری چون هولوکاست ارامنه[۱]، کشتار ارامنه[۲] و نیز توسط خود ارمنی‌ها با عنوان جنایت بزرگ (به ارمنی:Մեծ Եղեռն) شناخته می‌شود، به نابودی عمدی و از پیش برنامه‌ریزی شده (نسل‌کشی) جمعیت ارمنی ساکن سرزمین‌های تحت کنترل امپراتوری عثمانی در خلال و درست پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ میلادی) توسط دولتمردان عثمانی و رهبران قیام ترکان جوان اطلاق می‌شود.[۳][۴][۵] عملیات در قالب کشتارهای دسته‌جمعی و نیز تبعیدهای اجباری در شرایطی که موجبات مرگ تبعیدشدگان را فراهم آورد، انجام می‌پذیرفت.[۵] امروزه تعداد کل قربانیان نسل‌کشی ارامنه به طور عام بین یک تا یک و نیم میلیون نفر برآورد شده‌است.[۶][۷][۸][۹][۱۰] در طی این دوران دیگر گروه‌های قومی منطقه، از جمله آشوریان و یونانیان، نیز به طریقی مشابه مورد حملهٔ ترکان عثمانی قرار گرفتند به گونه‌ای که برخی از محققان این رویدادها را نیز بخشی از همان سیاست نابودسازی قومی دولت‌مردان ترک دانسته‌اند.[۱۱][۱۲][۱۳] امروزه این رویداد به طور گسترده به عنوان یکی از اولین نسل‌کشی‌های قرن بیستم شناخته می‌شود.[۱۴]

علاوه بر دستگیری و اعدام ارامنه، جمعیت بسیار زیادی از مردان، زنان و کودکان ارمنی از خانه و کاشانه خود تبعید، بدون هیچ دسترسی به آب و غذا به قصد مرگ وادار به راهپیمایی در مسیرهای طولانی و بیابانی شدند. تجاوز و آزار و اذیت جنسی قربانیان توسظ نیروهای متخاصم در طول تبعید به دفعات گزارش شده‌است.[۱۵]

پژوهش‌های بسیار زیادی درباره نسل‌کشی ارامنه انجام شده و می‌شود.[۱۶] که قریب به اکثریت آنها وقوع چنین نسل کشی را واقعی و انکارناپذیر می‌دانند. امروزه کشور ارمنستان خواهان به رسمیت شناختن این نسل کشی است اما دولت ترکیه علیرغم عدم انکار وقوع چنین واقعه‌ای از پذیرفتن این واقعه با عنوان «نسل کشی» خود داری کرده و وجود سیاست سیستماتیک برای نابودی ارامنه را قبول ندارد. ترکیه معتقد است که در آن سالها علاوه بر ارمنی‌ها ترکهای بی دفاع نیز قربانی آشفتگی‌ها شده‌اند.[۱۷]

اخراج ارامنه اغلب اوقات با غارت ، تجاوز و کشتار همراه بود . خیلی از اخراج شدگان کشته شدند ، یا از گرسنگی و بی سرپناهی در راه ارودگاه‌های نزدیک دیرالزور –شهری در نزدیکی رودخانه فرات در کشور سوریه امروزی – جانشان را از دست دادند . چندین هزار نفر از گرسنگی و بیماری در ارودگاه‌های اسرای جنگی –که در آنجا ساخته شده بود- جانشان را از دست دادند.[۱۸]

اجماع نظری در مورد علت‌ها و هدف‌های اخراج ارامنه ممکن است هرگز بدست نیاید . صاحب منصب‌های ترک اجازه وارسی آرشیو تاریخ جنگ را به گروه مستقل تحقیقاتی تاریخ را ندادند و هدف دولت عثمانی از اخراج ارامنه حل نشده باقی مانده‌است . خاطره این واقعه به عنوان جنبه بسیار مهم بر هویت ملی ارامنه تا به امروز باقی مانده‌است و خیلی از ارامنه ادعا می‌کنند که هیچ سازشی با جمهوری ترکیه تا زمان به رسمیت شناختن عمل نسل کشی امکان ندارد[۱۸]

 



نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |پنج شنبه 18 خرداد 1391برچسب:ارمنستان,نسل کشی ,غربی,پنهان,مخفی,فیلم,عکس, جنایت ,تجاوز ,کودکان ,ایران,سوریه,کردستان,ترکیه,ترک,24 آوریل,وحشیانه,1500000,1915,ملت,قربانی,ترک خر,,|


برگزاري راهپيمايي از سوي شهروندان ترك تبار تركيه در اولين سالگرد قتل سرباز ارمني تبار ارتش تركيه

 

برگزاري راهپيمايي از سوي شهروندان ترك تبار تركيه در اولين سالگرد قتل سرباز ارمني تبار ارتش تركيه

 

اين راهپيمايي از ميدان گالاتاساراي تا تاكسيم برگزار شد .تظاهرات كنندگان رويه دادگاه تركيه در عدم افشاء جنايت قتل " سواك شاهين بالكچه " كه در سالروز نسل كشي ارامنه توسط تركيه در 24 آوريل 2011 توسط هم خدمتي ملي گراي افراطي خود به قتل رسيده بود ٬ محكوم كردند و آن را همانند قتل " هراند دينك ( روزنامه نگار ارمني تركيه ) نشانه ادامه سياست نسل كشي ارامنه در اين كشور دانستند . لازم به ذكر است كه دادگاه هنوز حكم بازداشت قاتل را صادر ننموده است.



نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |جمعه 22 ارديبهشت 1391برچسب:ارمنستان,نسل کشی ,غربی,پنهان,مخفی,فیلم,عکس, جنایت ,تجاوز ,کودکان ,ایران,سوریه,کردستان,ترکیه,ترک,24 آوریل,وحشیانه,1500000,1915,ملت,قربانی,ترک خر,,|


مراسم سالگرد نسل کشی ارامنه توسط ترکیه درمیدان{تاکسیم}استانبول وباحضور ترک ها.کردها و ارامنه

 

مراسم سالگرد نسل كشي ارامنه توسط تركيه در ميدان " تاكسيم " استانبول و با حضور ترك ها ٬ كردها و ارامنه برگزار شد .



نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |جمعه 22 ارديبهشت 1391برچسب:ارمنستان,نسل کشی ,غربی,پنهان,مخفی,فیلم,عکس, جنایت ,تجاوز ,کودکان ,ایران,سوریه,کردستان,ترکیه,ترک,24 آوریل,وحشیانه,1500000,1915,ملت,قربانی,ترک خر,,|


ارامنه پنهان در ارمنستان غربی

 

نمايش فيلم مستند جديدي درباره " ارامنه پنهان " در تركيه

 

اين فيلم با عنوان " ما هستيم " به كارگرداني آرمن خاچاتريان به مسئله ارامنه اي كه بعد از نسل كشي ارامنه توسط تركيه ناگزير به اختفاي هويت قومي خود شده اند و هنوز با حفظ ويژگي هاي قومي خود در مناطقي همچون " هامشن " ٬ موش ٬ وان و " درسيم " در تركيه ( عمدتا در ارمنستان غربي يعني شرق تركيه كنوني ) زندگي مي كنند ٬ مي پردازد .



نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |جمعه 22 ارديبهشت 1391برچسب:ارمنستان,نسل کشی ,غربی,پنهان,مخفی,فیلم,عکس, جنایت ,تجاوز ,کودکان ,ایران,سوریه,کردستان,ترکیه,ترک,24 آوریل,وحشیانه,1500000,1915,ملت,قربانی,ترک خر,,|


عکس سال1992 قرباغ .آرتساخ

 

PHOTO

 
Not recomented for children and people with weak heart !

MARAGHA APRIL 1992

    

   
 

http://armenians.com/genocide/Maraga/index.html

    

   



نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |پنج شنبه 21 ارديبهشت 1391برچسب:قرباغ,آرتساخ,قره باغ,ارمنستان,نسل کشی,ترک,آذربایجان,ارمنی,روستا,عکس,زن,پیرزن,کودک,بچه,مادر,پدر,1992,,|


قتل عام ارامنه در شهر باکو در سال 1990 میلادی

 

قتل عام ارامنه در شهر باکو در سال 1990 میلادی توسط عوامل ملی گرای افراطی جمهوری آذربایجان

 

در کشتار ارمنیان شهر باکو که از روز ۱۳ ژانویه ۱۹۹۰ میلادی به مدت هفت روز ادامه داشت ، بیش از چهارصد شهروند ارمنی ، از جمله زن و کودک و سالمند ، به فجیع ترین شکلی شکنجه شده و به قتل رسیدند . در این جنایت بسیاری از منازل ارامنه این شهر مورد غارت قرار گرفته و به آتش کشیده شدند.

 

بنا بر اعلام سازمان دیده بان حقوق بشر ( Human Rights Watch ) ، این قتل عام یک اقدام از قبل طراحی شده بود چراکه مهاجمان پان ترکیست فهرست اسامی و نشانی منازل ارامنه شهر را در اختیار داشتند .

 

در پی این کشتار ، کمیته فرانسوی سازمان حقوق بشر هلسینکی با انتشار نامه سرگشاده ، با اشاره به سلسله کشتارهايی که با رویه ای مشابه در باکو و سایر نقاط جمهوری آذربایجان علیه ارامنه رخ داد ، اعلام نمود که این جنایات اتفاقی نبوده اند بلکه به صورتی حساب شده و سازمان یافته و به منظور پاکسازی قومی و نسل کشی ارامنه در این جمهوری به اجرا درآمده اند .

 

در ماه های منتهی به ژانویه ۱۹۹۰ و به هنگام تظاهرات هایی که از سوی حزب ” جبهه خلق آذربایجان “ ( که یک حزب دارای تمایلات پان ترکیستی است ) برگزار می شدند ، بعضی از سران این حزب مردم را تحریک به اخراج ارامنه از این جمهوری می کردند . در این میان مقامات دولت جمهوری آذربایجان و حکومت مرکزی شوروی نیز اقدامی برای مقابله با فعالیت های خشونت آمیز علیه ارامنه این جمهوری به عمل نیاوردند .

 

در روز ۱۳ ژانویه ۱۹۹۰ گروه عظیمی از تظاهرات کنندگان که در میدان ” لنین “ باكو جمع شده بودند ، با فرا رسیدن شب ، با شعار های ” باکو بدون ارامنه “ و ” درود بر قهرمانان ” سومگاییت “( شهری که در فوریه ۱۹۸۸ شاهد قتل عام ارامنه بود ) “ شروع به حمله به منازل ارامنه باکو نمودند .

 

نکته قابل توجه بی رحمی و خشونت کم سابقه مهاجمان پان ترکیست بود که یاد آور قتل عام ارمنیان شهر ” سومگاییت “( در نزدیکی باکو ) بود .به نوشته روزنامه ” ایزوستیا “ ٬ مورخ ۱۴ ژانویه ۱۹۹۰ : ” شاهدان حوادث ( قتل عام ارامنه در باکو ) اظهار می کنند که ( پان ترکیست ها ) مردم ( ارامنه ) را از پنجره ساختمان ها به بیرون پرت می کردند و با ( ضربات ) میله های فلزی می کشتند . … ( مهاجمان ) در نزدیکی ساختمان ایستگاه راه آهن ( باکو ) چهار نفر ارمنی را زنده زنده سوزاندند . …“ همچنین مواردی از دریدن شکم زن حامله در جریان قتل عام ارامنه در باکو به ثبت رسیده اند . به نوشته نشریه ” سویوز “٬ مورخ ۱۹ مه ۱۹۹۰ ، در جریان این قتل عام ، مهاجمان بدن یک مرد ارمنی را تکه تکه نمودند . یک زن آذربایجانی در طی مصاحبه ای ، با اشاره به قتل فجیع شوهر ارمنی خود توسط عوامل افراطی جمهوری آذربایجان ، اظهار داشت که مهاجمان اقدام به بریدن اجزاء بدن شوهرش نمودند و او در همین حین از آن ها خواهش کرد که لا اقل به شوهرش رحم کنند و به جای زجر کش کردنش ، او را به یکباره بکشند تا از آن همه درد نجات یابد . ” اعتبار محمد اف “ ، از اعضاء ” جبهه خلق “، در یک سخنرانی در روز ۲۴ آوریل ۱۹۹۰ در محل نمایندگی جمهوری آذربایجان در مسکو اظهار داشت : ” من شخصا شاهد چگونگی قتل دو ارمنی بودم . مهاجمان روی آن ها بنزین ریختند و آن ها را به آتش کشیدند... . “

 

نا به اعلام سازمان دیدن بان حقوق بشر هلسینکی ( Helsinki Watch / Memorial ) ، ماموران پلیس باکو اقدامی برای جلوگیری از قتل عام ارامنه توسط عناصر افراطی جمهوری آذربایجان انجام ندادند . همچنین در این جنایت یک کلیسای ارمنی شهر ویران شد . کمیته رفع تبعیض علیه زنان ، وابسته به سازمان ملل متحد ، در گزارش خود در سال ۱۹۹۷ اشاره نمود که در جریان قتل عام ارامنه باکو ، موارد متعددی از قتل و شکنجه و تجاوز عليه زنان حامله و کودکان ارمنی ( در برابر چشمان والدین آن ها ) از سوی جنایتکاران پان ترکیست جمهوری آذربایجان رخ دادند . همچنین در این گزارش اشاره شده بود که این عناصر افراطی اقدام به داغ نمودن نشان صلیب بر روی بدن قربانیان ارمنی خود می نمودند .

 

در نهایت بعد از یک هفته قتل و غارت و تجاوز علیه ارمنیان باکو ، با ورود نیروهای ارتش شوروی به اين شهر، وضعیت فوق العاده اعلام شد اما این امر عکس العملی دیر هنگام بود که مانع از کشته شدن جمع کثیری از ارامنه باکو و مهاجرت صدها هزار سکنه ارمنی این شهر نشد .

 

یکی از ارامنه ای که در پی این قتل عام ، از باکو مهاجرت نمود ، ” گری گاسپاروف “ ، از قهرمانان شطرنج جهان بود . وی در مصاحبه ای ، با اشاره به این جنایت ، اعلام نمود : ” آنچه شما در تلویزیون دیده اید ، در برابر آنچه من عملا شاهد آن بوده ام ، ناچیز است .“

 

پارلمان اروپا در ۱۷ ژانویه ۱۹۹۰ با صدور قطعنامه ای از کمیته وزرای خارجه اروپا و شورای اروپا خواست تا اقدامات لازم را برای کمک به ارمنیان ساکن در شوروی به عمل آورند . همچنین در ۱۸ ژانویه نامه جمعی از اعضاء مجلس سنای آمریکا خطاب به رهبر شوروی در اعتراض به کشتار ارمنیان در باکو منتشر شد . از سوی دیگر روزنامه ” نیویورک تایمز “ در روز ۲۸ جولای ۱۹۹۰ نامه سرگشاده بیش از ۱۵۰ نفر از دانشمندان و فعالان حقوق بشر جهان را منتشر نمود که در آن کشتار ارامنه در باکو ،” اقدامی نژادپرستانه “ نامیده شده بود .

 

در روز ۲۹ مارس ۱۹۹۰ در جلسه غیر علنی شورای عالی شوروی که برای بررسی حوادث شهر باکو برگزار شد ، نمایندگان جمهوری آذربایجان خواهان تشکیل کمیسیونی برای بررسی مسائل مربوطه به ورود ارتش شوروی به باکو شدند اما در پی اظهارات مقامات عالی رتبه شوروی درباره جزییات قتل عام ارامنه در این شهر ، مقامات جمهوری آذربایجان از پیگیری خواسته خود ( به دلیل ترس از افشاء بیشتر جنایات پان ترکیست های این جمهوری ) منصرف شدند و به این ترتیب عملا پیگیری عوامل این جنایت از سوی حکومت شوروی مسکوت گذاشته شد . ( در حقیقت این کشتار ادامه کشتار های مشابهی بود که پان ترکیست ها در سال های ۱۹۰۵ و ۱۹۱۸ میلادی علیه ارامنه در باکو به مورد اجرا گذاشته بودند . در قتل عام ارامنه در باکو در سال ۱۹۱۸ حدود ده الی سی هزار ارمنی به قتل رسیدند.)

 



نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |چهار شنبه 20 ارديبهشت 1391برچسب:نسل کشی,ارمنستان,ترک,ترکیه,ارمنی,آذربایجان,ایران,قره باغ,آرتساخ,قتل عام,کشتار,قرباغ,باکو,,|


نسل کشی ارامنه توسط ترکها در ارمنستان غربی

 

نسل کشی ارامنه توسط ترکیه

 

پادشاهان امپراتوری عثمانی همواره سیاست"پان ترکیسم"گره خورده با"پان اسلامیسم"را دنبال می‌‌کردند و تشکیل یک حکومت بزرگ ترک از غرب آناتولی تا دشت ترکستان چین که همه اقوام ترک زبان را شامل شود و تحت حمایت و رهبری ترکیه باشد را در سر می‌‌پروراندند. البته اینان خود را به غلط تورانی نامیده‌اند و در نظر بیشتر تاریخدانان تورانیان از نژاد ایرانیانند .

اینان توانستند با جنگ و غارت و کشتار ، متصرفات خود را درشکل گسترده‌ای توسعه دهند. این متصرفات شامل کشورهای فعلی ترکیه، سوریه، عراق، اردن، لبنان، فلسطین، مصر، قسمت‌های کناره مدیترانه در آفریقای شمالی، قسمت اعظم بالکان و دهها منطقه کوچک و بزرگ دیگر می‌‌شد.

و اما چرا پان ترکیسم اقدام به کشتار ارمنیان نمود؟ نخست به دلیل جغرافیایی چرا که ارمنیان همچون دیواری آهنین میان ترکهای عثمانی و ترک زبانان قفقاز(که هیچگونه پیوست نژادی با آنان ندارند)و ترکان آن سوی دریای ، قرار گرفته بودند. دوم اینکه ارامنه مسیحی بودند و باوجود فشار و تعقیب و تجاوز حاضر نمی‌شدند که دین خود را عوض کرده و به اسلام بگروند. ازاین رو از میان برداشتن این سد و نابودی ملت ارمنی امری ضروری می‌‌نمود.

جنگ جهانی اول فرصت مناسبی را به" ترکان جوان" داد و سرانجام در سال ۱۹۱۵ آنها طی یک برنامه از پیش طراحی شده، نسل كشي ارمنیان را به مرحله اجرا درآوردند. برنامه‌ای که الگویی برای نازی‌ها در جنگ دوم جهانی شد. نابودی ملت ارمنی توسط دولت وقت ترکیه (ترکان جوان) به شکلی دقیق و محرمانه طرح ریزی و اجرا شد. در راس این طرح "محمد طلعت پاشا "، وزیر کشور،"اسماعیل انور پاشا "، وزیرجنگ و" احمد جمال پاشا" ، وزیر دریاداری ترکیه ، قرارداشتند که ازاعضای حزب" اتحاد و ترقی" بودند. اینان برای پیشبرد هدف‌های خود به دولت آلمان وابسته شده بودند. دولت ترکیه برای اجرای این طرح کمیته‌ای سه نفره تشکیل داد که اعضای آن" بهاالدین شاکری"، "شکری" و دکتر" ناظم" بودند.این طرح در سال‌های ۱۹۲۳ - ۱۹۱۵ در ارمنستان غربی که تحت اشغال امپراتوری عثمانی بود، به اجرا در آمد و طی آن بیش ازیک و نیم میلیون نفر از مردم بی‌دفاع ارمنی از زن و مرد و پیر و جوان قربانی شدند و حدود یک میلیون نفر دیگر در سراسر جهان پراکنده شدند به گونه ای كه امروزه كمتر از نيمی از ملت ارمنی در ميهن خود( يعنی ارمنستان )سكونت دارند .

بنا بر این طرح ، نخست کلیهء مردان ارمنی ۱۵ ۵۰ ساله به بهانهء بردن به جبهه‌های نبرد ، به ارتش فرا خوانده شدند و در آنجا آنها را خلع سلاح کرده و به گردان های بیگاری در پشت جبهه منتقل کردند. در ۲۴ آوریل ۱۹۱۵، حدود ۳۰۰ نفر از متفکران، نویسندگان، رهبران و سیاستمداران ارمنی در استانبول دستگیر و پس از انتقال به کشتارگاه‌ها به طرز فجیعی به قتل رسیدند. همچنین در همان روز حدود ۵۰۰۰ نفر از ارامنهء بی دفاع را در استانبول به کشتارگاه فرستادند که این سرآغاز قتل عام دسته جمعی مردم بی دفاع ارمنی بود .

حاکمان ترک سرمست از کشتار و بوی خون، در ۲۷ ماه مه ۱۹۱۵ قانون تبعید ارمنیان به موصل و سوریه را منتشر کردند. ماموران دولت، ساکنان شهرها و روستاهای ارمنی نشین را مجبور به جابجایی کرده و به دروغ به آنها گفته می‌‌شد که چون در منطقه جنگی قرار دارند ، می‌بایست برای حفظ جانشان به جاهای امن‌تری منتقل شوند. به آنها حتی فرصت نمی‌دادند که غذا و لوازم ضروری را با خود بردارند. آنان گروه‌های ارمنی را که بیشتر شان زنان، کودکان و سالخوردگان بودند، به طرف صحرای مرکزی سوریه درمنطقه "درالزور" درنزدیکی شهر حلب راندند که تعداد زیادی از کودکان، پیرزنان و پیرمردان در مسیر راه در اثر گرما، گرسنگی و تشنگی طاقت نیاورده و مردند. از سوی دیگر برای اجرای کامل کشتار ارمنیان ، مردان را از زن و بچه هایشان جدا کرده، بطرز فجیعی قصابی می‌‌کردند و زنان و دختران جوان را برای نیات جنسی با خود می‌‌بردند. آنهایی را هم که از خود مقاومت نشان می‌‌دادند، بطور وحشیانه‌ای می‌‌کشتند.

نسل كشي ارمنیان و دولت کنونی ترکیه

دولت ترکیه امروز وجود چنین کشتاری را منکر می‌‌شود ومدعی است که در کشمکش‌های داخلی و شورش ارمنیان علیه امپراتوری عثمانی نه تنها ارامنه کشته شدند بلکه ترک‌ها هم تلفات داشته‌اند و از هر دو گروه فقط ۳۰۰ هزار نفرکشته شده‌اند.

در غارت و کشتار ارمنیان، کردها که هویت‌شان به عنوان کرد مورد پذیرش ترک‌ها نبوده و حتی آنها را به نام "ترکان کوهستانی" می‌‌نامند ، نقش عمده‌ای داشته اند.

امروزه بسياری از شخصيت های سياسی كرد تركيه به خاطر اين قتل عام اظهار تاسف نموده اند چراكه شكل ديگری از همين سياست های دولت تركيه تاكنون عليه كردهای آن كشور ادامه دارد .

 



نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |سه شنبه 19 ارديبهشت 1391برچسب:ارمنستان,نسل کشی , جنایت ,تجاوز ,کودکان ,ایران,سوریه,کردستان,ترکیه,ترک,24 آوریل,وحشیانه,1500000,1915,ملت,قربانی,ترک خر,,|


نسل کشی ارمنیان

 

image

 

نسل کشی ارمنیان به کشتار جمعیت ارمنی ساکن امپراتوری عثمانی در دوران جنگ جهانی اول اطلاق می شود. کشتارها توسط دولت ترکان جوان در نواحی مختلف امپراتوری عثمانی به وقوع پیوست.اولین واکنش بین المللی به این رخداد، انتشار بیانیه ای مشترک در تاریخ ۲۴ می ۱۹۱۵ توسط دول فرانسه، روسیه، و بریتانیای کبیر بود. در این اطلاعیه ستم های وارده به ارمنیان "جنایت علیه بشریت و انسانیت" تعبیر شد. این دول، دولت ترکیه را مسئول این جنایت برشمردند.
 
برای چه نسل کشی ارمنیان به وقوع پیوست؟
با آغاز جنگ جهانی اول، دولت ترکان جوان برای حفظ بقایای امپراتوری عثمانی که در حال فروپاشی بود، سیاست پان ترکیسم را اتخاذ کرد. پان ترکیسم ایدهء ایجاد امپراتوری ترک با احتساب مردمان ترک زبان سرزمین های قفقاز و آسیای میانه تا چین بود. این برنامه، ترک سازی کلیه اقلیت های ملی را شامل می شد.جمعیت ارمنی به عنوان مانعی اصلی در عملی کردن این برنامه تلقی می شد.اگرچه برنامه ریزی نسل کشی ارمنیان در سال های ۱۹۱۱-۱۹۱۲ انجام شده بود، ترکان جوان از جنگ جهانی اول به عنوان زمانی مناسب برای اجرای نسل کشی استفاده کردند.
 
چند نفر در طی نسل کشی ارمنیان کشته شدند؟
قبل از جنگ جهانی اول در امپراتوری عثمانی بیش از ۲میلیون ارمنی سکونت داشتند.حدود ۱.۵ میلیون ارمنی طی سال های 1915-1923 کشته شدند، و بقیه یا به زور مجبور به پذیرش اسلام شدند(ارمنیان مسیحی هستند) یا مجبور به ترک سرزمینشان و مهاجرت به کشورهای مختلف شدند.
 
مکانیزم انجام نسل کشی
نسل کشی، کشتار برنامه ریزی شدهء مردم با هدف پایان بخشیدن به موجودیت گروهی آنها است.بنابراین برای اجرای نسل کشی به برنامه ریزی و مکانیزم اجرایی نیاز است . به همین جهت هم نسل کشی جنایت دولتی قلمداد می شود چرا که فقط دولت منابع لازم برای اجرای سیاستی اینچنینی را داراست.
اولین مرحله از پاکسازی قومی ارمنیان با دستگیری و کشتار صدها روشنفکر(عمدتا ساکن استانبول، پایتخت وقت امپراتوری عثمانی) در تاریخ ۲۴ آوریل ۱۹۱۵ آغاز شد. در سال های بعد از نسل کشی، ارمنیان نجات یافته از نسل کشی که ترکیه را ترک گفته و در کشورهای مختلف دنیا سکنی گزیده بودند، 24 آوریل را به عنوان یاد روز شهدای نسل کشی ارمنیان اختیار کردند.
مرحلهء دوم با احظار نزدیک به ۶۰هزار مرد ارمنی به ارتش و سپس خلع سلاح و کشتارشان توسط هم رزمان ترکشان اجرا شد.
مرحلهء سوم هم با تبعید زنان، کودکان، وسالمندان به کویر واقع در سوریه و کشتار آنها اجرا شد.در حین تبعید، صدها هزار انسان به دست سربازان ترک و یا گروه های سارق کرد کشته شدند. بقیه از گرسنگی و بیماری های واگیر مردند.هزاران کودک و زن تحت ستم و زور قرار گرفتند. ده ها هزار انسان به زور به اسلام گرویدند.
آخرین مرحلهء نسل کشی، انکار این واقعه توسط دولت ترکیه و سرباز زدن از پذیرش مسئولیت آن است.علی رقم روند پایان ناپذیر شناسایی نسل کشی ارمنیان توسط مجامع بین المللی، ترکیه به هر طریقی در مقابل شناسایی این واقعه مبارزه می کند. ترکیه این کار را از طریق تحریف تاریخ، تبلیغات، لابیینگ و غیره انجام می دهد. 
 
 
 www.farsi.iranahayer.com
 



نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |یک شنبه 17 ارديبهشت 1391برچسب:نسل کشی,ارمنستان,ترک,ترکیه,ارمنی,آذربایجان,ایران,,|


24 آوریل سالروز نسل کشی ارامنه

 24 آوریل، سالروز نسل کشی ارامنه+تصاویر

آنچه که در سال 1915 در ترکیه در قبال ملت ارمنی رخ داد و بیش از یک و نیم میلیون قربانی گرفت، همچون لکه ننگی است در تاریخ بشریت. جنایات، کشتارها، تجاوز بعنف زنان ارمنی و اعمال وحشیانه دولتمردان ترک بحدی فجیع است که مطالعه آنها تن هر انسان آزاده ای را می لرزاند.
 

دادنا: امروز 24 آوریل مصادف است با نود و هفتمین سالروز کشتار ارامنه توسط دولت عثمانی. به همین مناسبت دادنا به بازخوانی این واقعه مهم پرداخته است که در ذیل می آید.

97 سال پیش، در دوره ای که جنگ جهانی اول تازه آغاز شده بود و گرایشات ناسیونالیستی در امپراطوری دولت عثمانی در حال اوج گیری بود، گروهی از محصلان تجددگرای ترک که جزو گروه پان ترکیست "ترکهای جوان" بودند و این گروه را برای پیشبرد اهداف میهن پرستانه و ناسیونالیستی پایه گذاری کرده بودند، قدرت را به دست گرفته بودند. افراد این گروه که عمدتا جوانان بین 20 تا 30 سال بودند در ابتدای تشکیل گروه، پرچم مخالفت با سیاست های سلاطین عثمانی را برافراشته بودند.
 
ترکهای جوان تحت عنوان "کمیته اتحاد و ترقی" در سالهای آغاز جنگ جهانی سودای نزدیکی به آلمان و تشکیل ترکیه ای یکپارچه و مقتدر را در سر داشتند. سه تن از رهبران اصلی این حزب به نامهای «محمد طلعت پاشا» وزیر اعظم وقت ترکیه، «اسماعیل انور پاشا» وزیر جنگ و یکی از وزرای دیگر به نام «احمد جمال پاشا» که اندیشه های پان ترکیستی نژاد پرستانه و گرایش به آلمان داشتند، در راس امور قرار گرفتند. انهدام کامل نژاد ارمنی توسط این کمیته و بویژه سه شخص فوق به شکلی دقیق، برنامه ریزی شده و محرمانه طرح ریزی شد.
 
آنها برای اجرای این سیاست غیر انسانی ، ابتدا مردان بین 15 تا 50 ساله را به بهانه بردن به جبهه های نبرد به ارتش فراخواندند . همچنین دستور صادر شد هر کس که اسلحه دارد باید به ارتش تحویل دهد و هر آنچه که ممکن است در خلال جنگ مورد احتیاج ارتش قرار گیرد نظیر لباس ، قاطر ، غذا و غیره را ضبط خواهد نمود . ولی جالب آنجاست که دولت فقط اموال ارامنه را به نفع ارتش ضبط می نمود . ماموران جمع آوری اموال وقتی به خانه های ارمنی وارد می شدند ، همه چیز را اعم از اینکه مورد احتیاج ارتش باشد یا نباشد ، نظیر لباسهای زنانه ، اشیای زینتی و تزئینی و غیره را جمع کرده و با خود می بردند .
 
سرانجام در روز 24 آوریل 1915 بدستور دولت عثمانی حدود 300 نفر از رهبران، روحانیون، اندیشمندان، نویسندگان و سیاستمداران ارمنی دستگیر شده و پس از انتقال به کشتارگاه، همگی آنها بجز اسقفی به نام کومیتاس که او نیز هوش و هواس خود را در اثر آنچه که دیده بود، از دست داد، بطرز فجیعی سلاخی شدند و این سرآغاز قتل عام بود. همچنین در همان روز حدود پنج هزار نفر از ارامنه استامبول در کوچه ها و منازلشان بقتل می رسند.
 
قتل عام با اعدام روشنفکران ارمنی در ژوئن 1915 در استانبول آغاز شد
 
آنان سپس سربازان ارمنی در جبهه های جنگ را خلع سلاح کرده و پس از انتقال آنان به گردان های بیکاری در پشت جبهه «راه سازی و خدمات» آنان را گروه گروه بقتل رساندند. رهبران و کسانی که توانایی هدایت و رهبری مردم را داشتند بقتل رسیدند، مردان و کسانی که نیروی مقاومت جامعه ارمنی محسوب می شدند در ارتش بقتل رسیدند. حالا دیگر دولت بزرگ عثمانی مانده بود و ملت بی دفاع ارمنی بدون هیچ رهبر و مغز متفکری. دیگر چه چیز می توانست مانع اجرای سیاست ضد بشری آنان گردد؟ سرانجام زمانی که اوضاع بر وفق مراد بود، آنها به شهرها و روستاهای ارمنی نشین رفته و آنها را به این بهانه که در منطقه جنگی قرار دارند و باید به جاهای امن منتقل شوند از خانه هایشان بیرون کشیدند. ماموران حتی فرصت نمی دادند تا آنان غذا، لباس و لوازم ضروری را به همراه خود بردارند.
 
 
سربازان ترکیه ارمنیان را در خانه ها جمع می کردند و خانه را آتش می زدند
 
 آنان دسته های ارمنی را که بیشتر آنها را زنان، کودکان و سالخوردگان تشکیل می دادند، بصورت کاروان هایی بطرف تبعیدگاه روانه می ساختند. تبعیدگاهی که برای آنان در نظر گرفته شده بود، صحرای مرکزی سوریه واقع در منطقه درالزور در نزدیکی شهر حلب بود، جایی که قرار بود در زیر آفتاب سوزان از تشنگی و گرسنگی بمیرند. ماموران ترک از رسیدن هرگونه آذوقه و مواد غذایی به ارامنه به شدت جلوگیری می کردند.
 
دولت برای سرعت بخشیدن به کشتار ارامنه، گروه هایی را از زندانیان ترک و کرد، تشکیل داد. آن زندانیان به شرط شرکت در کشتار کاروان های تبعیدی ارمنی از زندان آزاد می گشتند. آنها در سر راه مسیر کاروان های تبعیدی قرار گرفته و تا آخرین نفر را به وحشیانه ترین شکل قتل عام می کردند و اندک چیزهایی هم که داشتند غارت می کردند. هر شب تا صبح چندین نفر از افراد هر کاروان کشته و چندین دختر ربوده می شدند . آنان تعداد مردان معدودی را هم که در دسته ها بودند، از دسته ها جدا کرده و بطر فجیعی قصابی می کردند. زنان خوش صورت ارمنی را جدا کرده و با خود می بردند . ژاندارم های ترک، تبعیدیان را زیر تازیانه و شلاق و با سر نیزه به جلو می راندند. کودکان را از مادران خود جدا کرده و بقتل می رساندند تا راحت تر بجلو حرکت کنند.
 
سرهای بریده ارمنیان را بر چوب می کردند و به دیوار شهر وصل می کردند
 
 در بسیاری از موارد از یک کاروان چند ده هزار نفری فقط عده ای انگشت شمار به تبعیدگاه می رسید و در اغلب موارد همگی تلف شده یا قتل عام می شدند و هیچ کس از یک کاروان به تبعیدگاه که همانا صحرای سوزان سوریه بود نمی رسید. مادران ارمنی برای آنکه کودکانشان از گزند قتل عام در امان بمانند، آنان را به التماس به خانواده های کرد و یا حتی ترک می سپردند. بسیاری در بین راه طاقت نیاورده، جان باختند. رودخانه های دجله و فرات همواره از اجساد ارامنه پر بود. گاهی اعدام های دسته جمعی ارمنیان و جنایات وحشیانه جلادان ترک سبب می شد تا در مواردی اندک همسایگان کرد به یاری ارامنه اقدام کنند، هر چند که خود کردها نیز از یاری به ارامنه وحشت داشتند. هر کرد یا حتی ترکی که از ارامنه حمایت می کرد کشته می شد . جنایات آنان بحدی بود که تعدادی از سیاستمداران ترک همچون صلال استاندار آلپو (حلب) مظهر استاندارد آنکارا با کشتار ارامنه مخالفت ورزیده و از کار برکنار شدند. 

جلادان در ترابوزان واقع در ساحل جنوبی دریای سیاه روش جدیدی از کشتار را در پیش گرفتند. آنان دسته های ارمنی را در قایق های کوچک سوار کرده و آنان را از قایق به دریا می ریختند . در بعضی شهرهای دیگر مانند وان نیز از همین روش برای کشتار استفاده می شد. بعضا تبعیدیان را در رودخانه های دجله و فرات نیز غرق می کردند.
 
باقی مانده شهر شوشی کی از شهرهای متروک ارمنی نشین بعد از نسل کشی
 
دنیا که در آن زمان دستخوش جنگ جهانی اول بود از عمق فاجعه ای که در ترکیه در حال وقوع بود ، بی اطلاع بود . طرح نژادکشی و قتل عام تا آنجا که ممکن بود مخفی و با برنامه اجرا شد. دولت آلمان که با عثمانی متحد شده بود و از نزدیک رویدادها و حوادث ترکیه را نظاره می کرد نه تنها جلوی آتش شهوت، کشتار و جنایات ترکها را نمی گرفت، بلکه در مواردی نیز عمل عثمانی را تایید می کرد. امروزه ارامنه در سرتاسر جهان پراکنده شده اند که بیشتر آنان از فرزندان یا نوادگان بازماندگان کشتارها هستند.

کشف یک گور دستجمعی ارامنه در سال 1938
 
اگرچه هنوز هم تعدادی از بازماندگان آن جنایات در بین ما زندگی می کنند. ارمنیانی که موفق به فرار شدند به کشورهایی چون سوریه، لبنان ، روسیه ، آمریکا ، اروپا و تعدادی نیز به ایران پناه برده و زندگی جدیدی را آغاز کردند. امروزه دولت ترکیه، نژادکشی ارامنه را تکذیب نموده و ادعا می کند ارامنه تنها از منطقه جنگی شرق منتقل شده اند و درخصوص کشته شدگان با ناچیز خواندن شمار قربانیان ادعا می کند که آنها در جنگ و درگیریهای قومی کشته شده اند .
 
بازمانده های یک خاندان ارمنی به همراه اسکلت خانواده هایشان
 
 نژادکشی ارامنه برعکس آنچه که دولتمردان کنونی ترکیه ادعا می کنند در سرتاسر آناتولی و قلمرو امپراطوری عثمانی اجرا شد. همه ساله ارامنه سراسر جهان در روز 24 آوریل بعنوان سالروز قتل عام 1915 در کلیسا گردهم آمده و یاد قربانیان آن فاجعه بزرگ را گرامی می دارند. آنچه که در سال 1915 در ترکیه در قبال ملت ارمنی رخ داد و بیش از یک و نیم میلیون قربانی گرفت، همچون لکه ننگی است در تاریخ بشریت. جنایات، کشتارها، تجاوز بعنف زنان ارمنی و اعمال وحشیانه دولتمردان ترک بحدی فجیع است که مطالعه آنها تن هر انسان آزاده ای را می لرزاند.
 

 




نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |چهار شنبه 23 فروردين 1393برچسب:ارمنستان,نسل کشی , جنایت ,تجاوز ,کودکان ,ایران,سوریه,کردستان,ترکیه,ترک,24 آوریل,وحشیانه,1500000,1915,ملت,قربانی,ترک خر,,|


بنای یادبود قربانیان کشتار دسته جمعى ارمنیان

 



نوشته شده توسط روبرت | لينک ثابت |پنج شنبه 4 اسفند 1390برچسب:24,آوریل,کشتار,ارمنی,ارمنستان,ایروان,ترک,ترکیه,|


آخرين مطالب
جنبش ملی دموکراتیک ارمنی ها و نژادکشی 1915
شهدای ایرانی جنگ قره باغ که به درک واسل شدند
هشدار ناتو درباره جنگ بین ارمنستان و آذربایجان
آیت الله خامنه ای تنها حامی آذربایجان در جنگ قره باغ بود؟؟؟؟؟؟
سرود ملی کشور ارمنستان است.
ارمنستان (به ارمنی: Հայաստան، تلفظ: هایاستان) با نام رسمی جمهوری ارمنستان (Հայաստանի Հանրապետություն
فیلم کشتار ارامنه خوجاری در قره باغ به دست دولت جنایتکار آذربایجان
عکس از نسل کشی ارامنه در ارمنستان غربی
حاکمیت دروغ / عایشه گونایسو / مترجم آرسن نظریان
نود وسومین سالگرد
علل و ریشه‌ی خصومت «ترک‌ها» با ارامنه
علل وریشه خصومت <<ترکها>>با ارامنه
نوشته های آقای عباس مقدم در وبلاگ (ترک گرائی و پانترکیسم در ایران)
نسل کشی ها و بی تفاوتی ما ایرانیان
دستگیری و قتل عام مشاهیر ارمنی
تاریخچه اسلامبول {استانبول}
نسل کشی ارامنه { ویکی پدیا.دانشنامه آزاد}
جواب ارتش ارمنستان به حمله آذربایجان
درگیری خونین مرزی آذربایجان و ارمنستان
ایروان -ارمنستان


موضوعات
اخبار نسل کشی يپرم خان ارمنی قره باغ قتل عام ارامنه در شهر باکو در سال 1990 میلادی قتل عام ارامنه جمهوری قره باغ ارامنه ایران ارمنستان غربی اماکن عکس
پيوند وبلاگ

از زندگی خود لذت ببرید بدون آنکه آن را با دیگران مقایسه کنید
برای تبادل لینک ابتدا ما را با نام ارمنستان وآدرس armenia.loxblog.com لینک نمایدسپسمشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد





فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

زیباترین سایت ایرانی

جدید ترین سایت عکس

نازترین عکسهای ایرانی

آرشيو
فروردين 1392
شهريور 1391
تير 1391
خرداد 1391
ارديبهشت 1391
اسفند 1390
نويسندگان
نويسنده وبلاگ :
روبرت
آمار سايت
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS
لوگوي دوستان
موزيک و کد جاوا

ورود اعضا:

خبرنامه وب سایت: